الشيخ عباس القمي

252

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

مىخواهم خلافت را به تو تفويض كنم . آيا هيچ عاقلى تصور مىكند كه جز شيطنت و مكر چيز ديگرى مقصودِ مأمون بوده است ؟ برادرش امين خوب او را مىشناخت . هنگامى كه او را دستگير كرده بودند به احمد بن سلام گفت كه من شكى ندارم كه مرا به نزد برادرم مأمون مىبرند ، ليكن نمى دانم كه مرا مىكشد يا عفو مىكند . گفت : تو را نمى كشد بلكه علاقه رَحِم دلِ او را با تو مهربان خواهد كرد . امين گفت : « هيهات ، المُلكُ عقيمٌ لا رَحِمَ لَه » . « 1 » روز بيست و پنجم سال نود و پنجم كه آن سال را سنة الفقهاء مىگفتند از كثرت مردن فقها و علما ، « 2 » حضرت على بن الحسين عليه السلام از دنيا رحلت كرد « 3 » و قاتل آن حضرت را وليد بن عبدالملك گفته‌اند . روايت شده كه : در شب وفاتش آبِ وضو طلبيد ، چون آب برايش آوردند فرمود : در اين آب ميته است ، چون نزديك چراغ بردند ، موش مرده‌اى در آن بود ، آن را ريختند و آب ديگر برايش آوردند . پس خبر فوت خود را داد و هم در آن شب مدهوش شد ، چون به هوش آمد سوره « واقعه » و « إنّا فَتَحنا » خواند و گفت : « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى صَدَقنا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنا الأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ العامِلِينَ » . « 4 » آن حضرت در وقت وفات حضرت باقر را به سينه چسبانيد و اين وصيت را كه پدر در وقت شهادت به او كرده بود ، به پسر كرد كه زنهار ، ستم مكنيد بر كسى كه ياورى بر تو به غير از خدا نداشته باشد .

--> ( 1 ) . رك : تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 76 - 93 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 46 ، ص 151 . در طبقات ابن سعد ( ج 5 ، ص 144 و 208 ) و علل احمد بن حنبل ( ج 3 ، ص 472 ) سال 94 ، سال سنة الفقهاء گفته شده است . ( 3 ) . مسارّ الشيعه ، ص 45 . ( 4 ) . زمر ( 39 ) : 74 .